محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
735
خلاصة الحكمة ( فارسى )
[ رسوب غمامي ] : بدان كه غمامى شبيه به ابر است و لهذا آن را « سحابى » نيز نامند ، [ و ] طافى بالاى بول مىباشد . سبب آن ، يا قلّت نضج و يا صعود آن است به سبب ريح . و سببِ اصلى آن ، سه امر است : يكى : آن كه حرارت قويه در آن تأثير نمايد و اجزاء كثيفهء آن را مستحيل به لطافت نموده متصاعد سازد به خلاف ميل طبيعى آن ؛ زيرا كه اجزاء كثيفه بالطبع ميل به اسفل دارند ؛ چنان چه در تدخين حَطَب و تبخير آب نزد سوختن و گرم شدن محسوس مىگردد . دوم : آن كه با اجرام مستقلهء قابل الصعود جسمى كه حركت و تحريك آن به جانب اعلى باشد به آن مخلوط شده ، آن شىء مستقل بالطبع را به قوّت خود برداشته و بالا برد ؛ چنان چه در گردباد ديده مىشود كه اجزاء صغار ارضيهء ثقيله را رياح به خود درپيچيده صعود مىنمايد . سوم : آن كه ثفل عريض الشكل باشد و بدان سبب بر روى آب طافى ماند و فرو نرود ؛ چنان چه از قطعهء رصاصى كه آن را بسيار تُنُك سازند و بر روى آب گذارند ، تا ديرى كه حركت نيافته و مسطح است بر روى آب مىايستد . و همچنين قطعهء كاغذ كه تا خيسيده نشده است بر سطح آب مىباشد . امّا رسوب معلّق ؛ يعنى رسوبى كه در وسط قاروره معلّق باشد ، ما بين طافى و راسب . سبب آن ، قلّت امور مذكوره است . و امّا رسوب راسب ؛ يعنى رسوبى كه تهنشين قاروره گردد ، بر دو قسم مىباشد ؛ يكى طبيعى و ديگرى غير طبيعى . طبيعى ، دلالت بر نضج كامل مىنمايد . و غير طبيعى ، بر سوء حال . و ببايد دانست كه در رسوب طافى و معلّق نيز ، حكم به حسب محموديت و مذموميت رسوب مختلف مىباشد و بالجملة رسوب : يا محمود است يا مذموم : رسوب محمود ؛ رسوبى است كه نضج كامل يافته . و اين ، در سه مرتبه است ؛ اصلح آن ، راسب و متوسّط آن ، معلّق و پستتر آن ، طافى [ است ] . و علّت ، آن است كه اعضاء به جهت جسميت ، ارضيت در آنها غالب مىباشد ؛ تا صلب و قوى باشند بر تحريك و بعيد باشند از